یکشنبه , 23 مرداد 1401 - 11:24 بعد از ظهر

آيا در آيات نورانى قرآن سخنى از حكومت حضرت مهدى عليه السّلام به ميان آمده است؟

قيام و انقلاب جهانى واپسين ذخيره الهى حضرت مهدى (عج) به عنوان بزرگ‏ترين حادثه نظام آفرينش، در صحيفه آسمانى مسلمانان، فراوان مورد توجّه و اشارت قرار گرفته است.

از مجموع آيات قرآنى- كه ناظر به اين موضوع دانسته شده، و صراحت بيشترى دارد، جهت رعايت اختصار- فقط به برخى اشاره مى‏شود[1]:

آيات قرآن در مورد حضرت مهدی – سوره انبیا

خداوند بزرگ، آن‏گاه كه آفتاب اميد و آرزوى راستين را در تاريكى ظلم و ستم، بر قلب بندگان شايسته خود تابيد، فرمود: لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ؛[2] «و در حقيقت، در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايستة ما به ارث خواهند برد».

پيش از آن‏كه به روايات معصومين عليهم السّلام ذيل آيه فوق که به حضرت مهدى (عج) اشاره شود، توضيح اين نكته لازم است كه:

– «زبور» داود- يا به تعبير كتاب‏هاى عهد قديم «مزامير داود»- عبارت است از: «مجموعه‏اى از مناجات، نيايش‏ها و اندرزهاى داود پيامبر عليه السّلام».[3]

– «ذكر» در اصل به معناى چيزى است كه مايه تذكر و يادآورى باشد؛ ولى در اين آيه- به قرينه معرفى آن قبل از زبور- به كتاب آسمانى حضرت موسى عليه السّلام، (تورات) تفسير شده است.

– «الارض» به مجموع كره زمين گفته مى‏شود؛ مگر اينكه قرينه خاصّى در كار باشد.

– «ارث»؛ يعنى، چيزى كه بدون معامله و دادوستد، به كسى انتقال مى‏يابد. و در قرآن كريم گاهى به معناى تسلط و پيروزى يك قوم صالح بر قوم ناصالح و در اختيار گرفتن موهبت‏ها و امكانات آنها گفته شده است‏[4].

با توجه به اضافه شدن «بندگان» به «خدا»، ايمان و توحيد آنان روشن مى‏شود و با توجه به كلمه «صالحون»، همه شايستگى‏ها به ذهن مى‏آيد:

عمل و تقوا، علم و آگاهى، قدرت و قوت، و تدبير و نظم و درك اجتماعى.

هنگامى كه بندگان باايمان، اين شايستگى‏ها را براى خود فراهم سازند، خداوند نيز يارى مى‏كند تا آنان بر مستكبران غلبه يابند، دست‏هاى آلوده شان را از حكومت بر روى زمين كوتاه كنند، و وارث ميراث‏هاى آنها گردند.

بنابراين، فقط «استضعاف» دليل بر پيروزى بر دشمنان و حكومت بر روى زمين نيست؛ بلكه وجود ايمان و كسب شايستگى‏ها بايسته است و مستضعفان جهان تا زمانى كه اين دو اصل را زنده نكنند به حكومت روى زمين نخواهند رسيد. خداوند در اين آيه به يكى از روشن‏ترين پاداش‏هاى دنيوى صالحان كه حكومت روى زمين است اشاره كرده است. و رواياتى چند، اين رخداد مهمّ را در عصر ظهور حضرت مهدى عجل اللّه تعالى فرجه الشريف دانسته‏اند.

در تفسير اين آيه از امام محمد باقر عليه السّلام نقل شده است كه فرمود:

« [اين بندگان صالح‏]، همانا آل محمّد هستند كه خداوند مهدى آن‏ها را پس كوشش آن‏ها مبعوث می نمايد؛ پس ايشان را عزّت داده، دشمنانشان را ذليل خواهد كرد».[5]

البته مفهوم اين روايات، انحصار نيست، بلكه بيان يك مصداق عالى و آشكار است، و اين تفسيرها هرگز فراگيرى مفهوم آيه را محدود نمى‏سازد.

اين تعبيرها، دليل بر عموميت حكومت صالحان است و به طور كامل با احاديث قيام حضرت مهدى عجل اللّه تعالى فرجه الشريف تطبيق مى‏كند. گرچه براى آن‏ها كه بيشتر، حكومت ستمگران را ديده‏اند، مشكل است اين حقيقت را به آسانى بپذيرند كه تمام اين حكومت‏ها برخلاف نواميس آفرينش و قوانين جهان آفرينش‏ است و آن‏چه با آن هم آهنگ مى‏باشد همان حكومت صالحان باايمان است‏

ولى تحليل‏ هاى فلسفى به اين‏جا مى‏رسد كه اين يك واقعيت است، بنابراين جمله‏ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ‏ پيش از آن‏كه يك وعده الهى باشد يك قانون تكوينى محسوب مى‏شود.

نتيجه اين‏كه: نظام آفرينش دليل روشنى بر پذيرش يك نظام صحيح اجتماعى در آينده، در جهان انسانيت خواهد بود، و اين همان چيزى است كه از آيه مورد بحث و احاديث مربوط به قيام مصلح بزرگ جهانى استفاده مى شود.[6]

علامه طباطبايى رحمه اللّه پس از طرح ديدگاه‏هاى گوناگون درباره انواع وراثت مى‏نويسد: «از همين‏ جا معلوم می شود كه آيه مورد بحث خاص، به يكى از دو وراثت‏هاى دنيايى و آخرتى نيست بلكه هردو را شامل مى‏شود. و مفسرينى كه آن را به وراثت آخرتى اختصاص داده‏اند و به آياتى كه مناسب با آن وراثت است تمسك جسته و چه بسا گفته‏اند همين معنا متعينا مقصود است چون پس از اعاده ديگر زمينى نيست تا صالحان آن را ارث ببرند، حرف درستى نزده‏اند، زيرا معلوم نيست كه آيه مورد بحث، عطف بر آيه قبلى‏اش كه متعرض مساله اعاده بوده، شده باشد تا بگوييد پس از اعاده ديگر زمينى باقى نمى‏ماند. و ممكن است عطف به اول آيات باشد كه مى‏فرمود: فَمَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ. آن مفسرينى هم كه آيه را به وراثت دنيايى اختصاص داده، حمل بر دوره ظهور اسلام و يا دوران مهدى عليه السّلام- كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در اخبار متواتره از آن خبر داده و شيعه و سنّى آنها را نقل كرده‏اند- نموده‏اند، باز راه درستى نرفته‏اند، زيرا روايات مذكور هرچند متواتر و مسلم است اما آيه را تخصيص نمى‏زند.

كوتاه ‏سخن، همان‏گونه كه گفته شد، آيه شريفه مطلق است و شامل هر دو وراثت مى‏شود چيزى كه هست از نگاه سياق آنچه كه عقل و اعتبار اقتضاء مى‏كند، اين است كه آيه شريفه عطف بر همان جمله‏ «فَمَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ …» باشد چون آن آيه به تفصيل حال اهل اختلاف از نگاه پاداش آخرتى اشاره مى‏كرد و اين آيه به تفصيل حال آنان از نگاه پاداش دنيايى اشاره مى‏كند، و در نتيجه حاصل كلام اين مى‏شود كه: ما بشر را به سوى دينى واحد دعوت كرديم ليكن ايشان دين را قطعه‏قطعه كرده در آن اختلاف كردند و مجازاتشان هم گوناگون شد، اما در آخرت آن‏هايى كه ايمان آوردند سعى‏شان مشكور و عمل‏شان مكتوب شد- و از كفار بر خلاف اين شد- و اما در دنيا، آن‏هايى كه ايمان آوردند زمين را به وراثت مالك شدند- به خلاف ديگران.

آن‏گاه مرحوم علامه در بحث روايى مى‏نويسد: در معانى الاخبار به سند خود از محمّد بن سنان، از مفضل بن عمر، روايت كرده كه گفت: از امام صادق عليه السّلام شنيدم، مى‏فرمود: رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نگاهى به على و حسن و حسين عليهما السّلام كرد و گريست و فرمود: شما پس از من مستضعف خواهيد شد، مفضل مى‏گويد عرضه داشتم معناى اين كلام رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله چيست؟ فرمود:

معنايش اين است كه: پس از من شما اماميد، چون خداوند عز و جل مى‏فرمايد: وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ؛ پس اين آيه تا روز قيامت درباره ما جريان دارد و اين پيشوايى تا روز قيامت در ما جارى است‏[7].

صاحب تفسير الميزان در پايان اين بحث چنين مى‏نويسد: در اين‏كه آيه مذكور درباره ائمه اهل بيت عليهم السّلام است، روايات بسيارى از طريق شيعه رسيده است، و از اين روايت برمى‏آيد كه همه‏ى روايات اين باب از قبيل‏ جرى و تطبيق مصداق بر كلى است.[8] در تفسير مجمع البيان نيز پس از ذكر رواياتى چند ذيل آيه شريفه آن را مربوط به حكومت حضرت مهدى عجل اللّه تعالى فرجه الشريف دانسته است.[9]


آيات قرآن در مورد حضرت مهدی – سوره قصص

اگرچه ستمگران و مستكبران چند روزى، عرصه را بر بندگان خوب و شايسته خدا تنگ مى‏كنند، ولى بايد بدانند اراده قطعى خداوند، بر آن تعلق گرفته كه روزى بينى مستكبران بر خاك ماليده شود و در آن روزگار كسانى كه به استضعاف كشيده شده‏اند، وارثين زمين خواهند بود؛ كه خداوند متعال فرمود: وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ؛[10] «و خواستيم بر كسانى كه در آن سرزمين فرودست شده بودند منّت نهيم و آنان را پيشوايان [مردم‏] گردانيم، و ايشان را وارث [زمين‏] كنيم».

در اين آيه يك اصل اساسى مطرح شده است و آن اين‏كه اراده خداوند متعال بر آن تعلق گرفته كه مستكبران ريشه‏كن شده، بندگان شايسته خداوند مورد عنايت ويژه قرار گيرند و سرانجام، پيشوايان و رهبران جهان شده، پهناى زمين در اختيار آنان قرار گيرد. و وارثان و حاكمان زمين شوند.

اين آيه نيز طبق پاره‏اى از سخنان امام على عليه السّلام در «نهج البلاغه» و رواياتى چند از ديگر ائمه عليهم السّلام- كه مورد اشاره قرار خواهد گرفت- به گونه اى، ناظر به پيروزى مستضعفان بر مستكبران است. و اين‏كه سرانجام، جهان از آن شايستگان خواهد شد.

بدون ترديد آيه مورد نظر، هرگز سخن از يك برنامه موضعى و خصوصى مربوط به بنى اسرائيل نمى‏گويد، بلكه بيان‏گر يك قانون فراگير براى همه عصرها و قرن‏ها و همه قوم‏ها و گروه‏ها است.

اين بشارتى است در زمينه پيروزى حق بر باطل و ايمان بر كفر.

اين نويدى است براى همه انسان‏هاى آزاده و آزادى‏خواه و كسانى كه خواهان حكومت عدل‏وداد و برچيده شدن بساط ستم و جور هستند.

نمونه‏اى از تحقق اين خواست الهى، حكومت بنى اسرائيل و نابودى حكومت فرعونيان بود.

و نمونه كامل‏تر آن، حكومت پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و يارانش پس از ظهور اسلام بود.

و سرانجام گسترده‏ترين نمونه آن، ظهور حكومت حق و عدالت در تمام كره زمين به وسيله حضرت مهدى عجل اللّه تعالى فرجه الشريف است.

اين آيه از جمله آياتى است كه به روشنى بشارت ظهور چنين حكومتى را مى‏دهد، لذا در روايات اسلامى مى‏خوانيم كه ائمه اهل بيت عليهم السّلام، در تفسير اين آيه اشاره به اين ظهور بزرگ كرده‏اند.[11]

در «نهج البلاغه» از حضرت على عليه السّلام چنين آمده است كه فرمود: «دنيا پس از چموشى و سركشى- هم چون شترى كه از دادن شير به دوشنده‏اش خوددارى مى‏كند و براى بچه‏اش نگه مى‏دارد- به ما روى مى‏آورد … سپس آيه‏ «وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ» را تلاوت فرمود».[12]

در حديث ديگرى از همان امام بزرگوار مى‏خوانيم كه در تفسير آيه بالا فرمود: «اين گروه آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله هستند، خداوند مهدى آن‏ها را پس از زحمت و فشارى كه بر آنان وارد مى‏شود برمى‏انگيزد و به آن‏ها عزّت مى‏دهد و دشمنانشان را ذليل و خوار مى‏كند».[13]

البته حكومت جهانى مهدى عجل اللّه تعالى فرجه الشريف- در آخر كار- هرگز مانع از حكومت هاى اسلامى در مقياس‏هاى محدودتر پيش از آن از طرف مستضعفان بر ضد مستكبران نخواهد بود، و هرزمان شرايط آن را فراهم سازند وعده حتمى و مشيت الهى درباره آن‏ها تحقق خواهد يافت و اين پيروزى نصيبشان مى‏شود.[14]


آيات قرآن در مورد حضرت مهدی – سوره نور

بدون ترديد، خداوند به تمام وعده‏هايى كه داده است، عمل خواهد كرد. بويژه در جايى كه به آن وعده تصريح هم كرده باشد. خداوند در يكى از وعده‏هاى بسيار مهّم به بندگان مؤمن خود، فرموده است:

وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى‏ لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً وَ مَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ؛[15] «خدا به كسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏اند، وعده داده است كه حتما آنان را در اين سرزمين جانشين [خود] قرار دهد؛ همان‏گونه كه كسانى را كه پيش از آنان بودند جانشين [خود] قرار داد، و آن دينى را كه برايشان پسنديده است به سودشان مستقر كند، و بيمشان را به ايمنى مبدل گرداند، [تا] مرا عبادت كنند و چيزى را با من شريك نگردانند، و هركس پس از آن به كفر گرايد؛ آنانند كه نافرمانند».

از آن‏جا كه در آيات پيش از اين آيه، سخن از اطاعت و تسليم در برابر فرمان خدا و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بود، آيه مورد بحث همين موضوع را ادامه داده و نتيجه اين اطاعت را كه همان حكومت جهانى است بيان مى‏كند، و به صورت مؤكد مى‏گويد: خداوند به كسانى كه از شما ايمان آورده‏اند و اعمال صالح انجام داده‏اند وعده مى‏دهد كه آن‏ها را به طور قطع خليفه‏ى روى زمين خواهد كرد، همان‏گونه كه پيشينيان را خلافت روى زمين بخشيد. و دين و آيينى را كه براى آن‏ها پسنديده، به طور ريشه ‏دار و پابرجا در صفحه زمين مستقر سازد و ترس آن‏ها را، به امنيت و آرامش مبدّل خواهد كرد. و چنان شود كه فقط مرا مى‏پرستند و چيزى را شريك من قرار نخواهند داد.

مسلم است پس از اين سيطره حكومت توحيد و استقرار آيين الهى و از ميان رفتن هرگونه اضطراب و ناامنى و هرگونه شرك، كسانى كه پس از آن كافر شوند فاسقان واقعى هستند.

به هرحال از مجموع آيه چنين برمى‏آيد كه خداوند به گروهى از مسلمانان كه داراى دو ويژگى ايمان و عمل صالح هستند، سه نويد داده است:

1- استخلاف و حكومت روى زمين.

2- نشر آيين حق به طور اساسى و ريشه‏دار در همه جا.

3- از ميان رفتن تمام اسباب ترس، وحشت و ناامنى.

و نتيجه اين امور آن خواهد شد كه با نهايت آزادى، خدا را بپرستند و فرمان‏هاى او را گردن نهند و هيچ شريك و شبيهى براى او قائل نشوند و يگانه‏پرستى خالص را در همه جا بگسترانند.

در اين‏كه جملة «كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ» اشاره به چه اشخاصى است كه پيش از مسلمانان داراى خلافت شدند؟ در ميان مفسران گفتگو است:

بعضى آن را اشاره به آدم و داود و سليمان دانسته‏اند. چرا كه قرآن در آيه 30 سوره «بقره» درباره آدم مى‏فرمايد: إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً؛ «من در زمين جانشينى خواهم گماشت.» و در آيه 26 سوره «ص» درباره داود مى فرمايد: يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ؛ «اى داود، ما تو را جانشين در زمين گردانيديم».

و از آن‏جا كه سليمان به مقتضاى آيه 16 سوره «نمل» وارث حكومت داود بود، جانشين در روى زمين شد.

اما جمعى معتقدند كه اين آيه اشاره به بنى اسرائيل است، زيرا آن‏ها با ظهور موسى عليه السّلام و در هم شكسته شدن قدرت فرعون و فرعونيان مالك حكومت روى زمين شدند، چنان‏كه در آيه‏اى ديگر مى‏فرمايد: وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كانُوا يُسْتَضْعَفُونَ مَشارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغارِبَهَا الَّتِي بارَكْنا فِيها …؛[16] «و به آن گروهى كه پيوسته تضعيف مى‏شدند، [بخشهاى‏] باختر و خاورى سرزمين [فلسطين‏] را- كه در آن بركت قرار داده بوديم- به ميراث عطا كرديم …» و نيز درباره همان‏ها مى‏فرمايد: وَ نُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ؛ «ما اراده كرده‏ايم كه قوم مستضعف (مؤمنان بنى اسرائيل) را در روى زمين تمكين دهيم (و صاحب نفوذ و مسلط سازيم)».

درست است كه در ميان بنى اسرائيل حتى در عصر موسى عليه السّلام، افراد ناباب و فاسق و گاهى افراد كافرى بودند، ولى به‏هرحال حكومت به دست مؤمنان صالح بود (بنابراين ايرادى كه بعضى از مفسران به اين تفسير كرده‏اند با اين بيان دفع مى‏شود) تفسير سوم نزديك‏تر به نظر مى‏رسد.

در آيه خوانديم خدا وعدة حكومت روى زمين و تمكين دين و آيين و امنيت كامل را به گروهى كه ايمان دارند و اعمالشان صالح است داده است. اما در اين‏كه منظور از اين گروه، از نگاه مصداقى چه اشخاصى هستند؟ باز در ميان مفسران گفتگو است؛ بعضى آن را مخصوص صحابه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دانسته‏اند كه با پيروزى اسلام در عصر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله صاحب حكومت در زمين شدند (البته منظور از ارض تمام روى زمين نيست بلكه مفهومى است كه بر جزء و كل صدق مى‏كند). بعضى مفهوم آن را چنان گسترده دانسته‏اند كه اين وعده را شامل تمام مسلمانانى كه داراى اين صفتند مى‏دانند. و گروهى آن را اشاره به حكومت‏

مهدى عجل اللّه تعالى فرجه الشريف مى‏دانند كه شرق و غرب جهان در زير لواى حكومتش قرار مى‏گيرد، و آيين حق در همه جا نفوذ مى‏كند و ناامنى و ترس و جنگ از روى زمين بر چيده مى‏شود، و بندگى بدون شرك براى جهانيان تحقق مى‏يابد.

بدون شك آيه شامل مسلمانان نخستين مى‏شود و بدون شك حكومت مهدى عجل اللّه تعالى فرجه الشريف كه طبق عقيده عموم مسلمانان اعم از شيعه و اهل تسنن، سراسر روى زمين را پر از عدل‏وداد مى‏كند پس از آن كه ستم و جور همه جا را گرفته باشد، مصداق كامل اين آيه است، ولى با اين حال مانع از گستردگى مفهوم آيه نخواهد بود.

به علاوه شأن نزول آيه نيز نشان مى‏دهد كه حداقل نمونه‏اى از اين حكومت در عصر پيامبر صلّى اللّه عليه و اله براى مسلمانان (هرچند در اواخر عمر آن حضرت) به دست آمده است.

ولى باز تكرار مى‏كنيم كه نتيجه تمام زحمات پيامبران، و تبليغات مستمر و پى‏گير آن‏ها، و نمونه كامل حاكميت توحيد و امنيت كامل و عبادت خالى از شرك، در زمانى تحقق مى‏يابد كه مهدى عليه السّلام، آن سلاله پاك انبيا و فرزند پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و اله ظاهر شود.[17]

آنچه از همه مطالب برآمد، اين شد كه خداى سبحان به كسانى كه ايمان آورده و عمل صالح انجام مى‏دهند، وعده مى‏دهد كه به زودى جامعه اى برايشان برپا مى‏كند كه به تمام معنا صالح باشد، و از لكه ننگ كفر و نفاق و فسق پاك باشد، زمين را ارث برد و در عقايد افراد آن و اعمالشان جز دين حق، چيزى حاكم نباشد. در امنيت زندگى كنند، ترسى از دشمنى داخلى يا خارجى نداشته باشند، از كيد نيرنگ‏بازان و ظلم ستمگران و زورگويى زورگويان آزاد باشند.

و اين جامعه طيّب و طاهر با صفاتى كه از فضيلت و قداست دارد، هرگز تاكنون در دنيا منعقد نشده، و دنيا از روزى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و اله مبعوث به رسالت گشته تاكنون، چنين جامعه‏اى به خود نديده، ناگزير اگر مصداقى پيدا كند، در روزگار مهدى عليه السّلام خواهد بود.[18]

ابو بصير از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه آن حضرت ذيل آيه شريفه چنين فرمود: «درباره قائم و ياران او نازل شده است».[19]

همان‏گونه كه گفتيم اين تفسيرها به معنى انحصار معنى آيه نيست، بلكه بيان مصداق كامل است.

يادآور مى‏شويم افزون بر موارد يادشده، در كتاب‏هاى مفصل، به آيات فراوان ديگر نيز اشاره شده است.[20][21]


منابع

[1] ( 1). ذكر آن لازم است كه برخى از دانشمندان شيعه بيش از يكصد آيه از آيات قرآن را مربوط به حضرت مهدى عجل اللّه تعالى فرجه الشريف و حكومت ايشان ذكر كرده‏اند. ر. ك: سيّد هاشم بحرانى، المحجة فيما نزل فى القائم الحجة عجل اللّه تعالى فرجه الشريف.

[2] ( 2). سوره انبياء( 21)، آيه 105.

[3] ( 3). ر. ك: محمّد حسين طباطبايى رحمه اللّه، ترجمه تفسير الميزان، ج 14، ص 166.

[4] ( 4). ر. ك: اعراف( 7)، آيه 137.

[5] ( 1).« هم آل محمّد يبعث اللّه مهديهم بعد جهدهم فيعزّهم و يذلّ عدوّهم»؛ محمّد بن حسن طوسى رحمه اللّه( شيخ طوسى)، كتاب الغيبة، ص 184.

[6] ( 1). ناصر مكارم شيرازى و ديگران، تفسير نمونه، ج 13، صص 515- 524.( با تصرف)

[7] ( 1). محمّد بن على بن حسين بن بابويه صدوق، معانى الاخبار، ص 79.

[8] ( 1). محمّد حسين طباطبايى رحمه اللّه، ترجمه تفسير الميزان، ج 14، ص 166.

[9] ( 2). فضل بن حسن طبرسى رحمه اللّه، مجمع البيان، ج 16، ص 172.

[10] ( 3). سوره قصص( 28)، آيه 5.

[11] ( 1). ر. ك: محمّد بن حسن طوسى رحمه اللّه، التبيان، ج 8، ص 129؛ على بن ابراهيم قمى، تفسير قمى، ج 2، ص 133.

[12] ( 2).« لتعطفنّ الدّنيا علينا بعد شماسها عطف الضّروس على ولدها و تلا عقيب ذلك‏\i وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ‏\E»؛ نهج البلاغه، ص 506، 209.

[13] ( 1).« هم آل محمّد يبعث اللّه مهديهم بعد جهدهم فيعزّهم و يذلّ عدوّهم»؛ محمّد بن حسن طوسى رحمه اللّه، كتاب الغيبة، ص 184.

[14] ( 2). ناصر مكارم شيرازى و ديگران، تفسير نمونه، ج 16، ص 18- 19.( با تصرف)

[15] ( 3). نور( 24)، آيه 55.

[16] ( 1). سوره اعراف( 7)، آيه 137.

[17] ( 1). ناصر مكارم شيرازى و ديگران، تفسير نمونه، ج 14، صص 530- 532،( با تصرف).

[18] ( 1). محمّد حسين طباطبايى، تفسير الميزان، ج 15، ص 220.

[19] ( 2).« نزلت فى القائم و أصحابه»؛ شيخ طوسى رحمه اللّه، كتاب الغيبة، ص 173؛ محمّد بن ابراهيم نعمانى رحمه اللّه، الغيبة، ص 240، ح 35.

[20] ( 3). ر. ك: سيّد هاشم بحرانى، سيماى حضرت مهدى عجل اللّه تعالى فرجه الشريف در قرآن، ترجمه سيد مهدى حايرى قزوينى.

[21] پرسمان مهدويت ؛ ص22

سليميان، خدامراد، پرسمان مهدويت، 1جلد، شباب الجنه – قم (ايران)، چاپ: 2، 1385 ه.ش.

مقالات مهدوی

درباره ی sahifa

مطلب پیشنهادی

وراثت و پيشوايى مستضعفان، خواست خدا

وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ‏[1] …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.