یکشنبه , 23 مرداد 1401 - 11:57 بعد از ظهر

آيا در دين يهود به منجى بشارت داده شده است؟ در چه كتاب‏هايى؟

در نوشته ‏هاى موجود از دين يهوديّت- به عنوان يكى از دين‏هاى بزرگ و مطرح الهى- به رغم آن‏كه بر اين باوريم كه از دست تحريف‏گران مصون نمانده است، به موارد فراوانى برمى‏خوريم كه به ظهور يك منجى و مصلح در آخر الزمان اشاره كرده‏اند.

از آن‏جايى كه يهوديان، به حضرت مسيح عليه السّلام ايمان نياوردند، به طبع، موعود آنان هنوز ظهور نكرده است. و بنابراين بايد در برابر مسئله موعود و انتظار، بيش از پيروان ديگر اديان حساس و نگران باشند، و بايد از اين‏همه اشارات و بشارات، كه در كتاب‏ها و آيات خودشان آمده است، به سادگى و غفلت نگذرند. آنان بايد از ديگر منتظران، منتظرتر باشند.

برخى از كتاب‏هاى يهوديّت و عهد عتيق، كه در آن‏ها سخنانى درباره موعود آمده است و بخش‏هاى مورد نظر از اين قرار است:[1]

الف) كتاب دانيال پيامبر؛

در اين كتاب چنين آمده است: « (1) در آن وقت سرور بزرگ ميكائيلى كه از جانب پسران قومت قائم است خواهد ايستاد و زمان تنگنائى كه از بودن طوائف تا به اين زمان نبوده است واقع خواهد شد و در آن زمان قوم تو هر كسى كه در كتاب مكتوب شده است نجات خواهد يافت (2) و از خوابندگان در خاك زمين بسيارى بيدار خواهند شد، بعضى جهت حيات ابدى و بعضى از براى شرمسارى و حقارت ابدى (3) …».[2]

ب) كتاب حگى:

« (6) زيرا خداوند لشكرها چنين مى‏فرمايد كه هنوز وقت قليلى است كه من آسمان‏ها و زمين و بحر و خشكى را به هيجان مى‏آورم (7) بلكه تمامى طوائف را به هيجان مى‏آورم و مرغوب تمامى طوائف خواهد آمد و خداوند لشكرها مى‏فرمايد كه اين خانه را مملو از جلال خواهم كرد (8) …».[3]

ج) كتاب صفنياه پيامبر.

«خداوند در اندرون آن عادل است بى‏انصافى نمى‏نمايد هر صبح بى نقصان حكم خود را به روشنايى برمى‏آورد اما عاصى انفعال را نمى‏داند (6) طوائف را منقطع نمودم، برج‏هاى ايشان ويران‏اند، كوچ‏هاى ايشان را خراب كردم به حدى كه عبوركننده نيست و شهرهاى ايشان بدون آدمى و ساكنى ويران‏اند (7) و گفتم كه شايد از من ترسيده، تأديب را قبول نمائى تا آن‏كه‏ مسكن ايشان منقطع نشود، اما هرقدر كه ايشان را عقوبت نمودم، ايشان سحر خيزى نموده تمامى اعمال خويشتن را فاسد گردانيدند (8) …».[4]

د) كتاب اشعياى پيامبر:

« (1) و نهالى از تنه يشى برآمده، شاخه از ريشه‏هايش قد خواهد كشيد (2) و روح خدا كه روح حكمت و فطانت و روح مشورت و جبروت و روح علم و خشيت از خداوند است، بر آن خواهد آرميد (3) و او را در خشيت خداوند، تيزهوش گردانيده، موافق منظور نظرش حكم و مطابق مسموع گوش هايش تنبيه نخواهد فرمود (4) بلكه ذليلان را به عدالت حكم و براى مسكينان زمين به راستى تنبيه خواهد نمود و زمين را به عصاى دهانش زده به روح لبهايش شرير را خواهد كشت (5) …».[5]

ه) همچنين در كتاب زبور حضرت داود عليه السّلام نيز، دراين‏باره مطالبى ذكر شده است، چنان‏كه «قرآن كريم»، از «زبور» و ذكر، غلبه‏ى صالحان در آن، سخن گفته است: وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ؛[6] «و در حقيقت، در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايستة ما به ارث خواهند برد.»

با مراجعه به زبور مى‏توان- به رغم تحريف‏هاى صورت گرفته- اين بشارت را اين‏گونه بيان كرد: « (9) زيرا كه شريران منقطع مى‏شوند اما متوكلان به خداوند وارث زمين خواهند شد (10) اما متواضعان، وارث زمين شده و از كثرت سلامتى متلذذ خواهند شد (12) …».[7][8]


[1] ( 1). يادآورى: نقل‏هاى كتاب مقدس به طور مستقيم از كتاب مزبور تقديم شده است.

[2] ( 2). كتاب مقدس، ترجمه فاضل خان همدانى، كتاب دانيال، ص 1567، فصل دوازدهم، بندهاى 1- 3.

[3] ( 3). همان، كتاب حگى، ص 1632، فصل دوم، بندهاى 6- 8.

[4] ( 1). همان، كتاب صفنياى نبى، ص 1629، فصل سوم، بندهاى 5- 8.

[5] ( 2). همان، كتاب اشعياه نبى، ص 1220، فصل يازده، بند 1- 10.

[6] ( 3). سوره انبياء( 21)، آيه 105.

[7] ( 4). كتاب مقدس، مزامير داود، مزمور سى و هفتم، بندهاى 9- 37.

[8] پرسمان مهدويت ؛ ص17-سليميان، خدامراد، پرسمان مهدويت، 1جلد، شباب الجنه – قم (ايران)، چاپ: 2، 1385 ه.ش.

درباره ی sahifa

مطلب پیشنهادی

وراثت و پيشوايى مستضعفان، خواست خدا

وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ‏[1] …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.