یکشنبه , 23 مرداد 1401 - 11:18 بعد از ظهر

نماز جماعت در قرآن

آیات نماز جماعت :

مسابقه:

از قرآن کریم چند آیه می توانید استخراج کنید برای نماز جماعت ؟ بیشترین امتیاز برای کسانی است که بیشترین آیات را استخراج کند .

بعضی از آیاتی که می شود برای نماز جماعت بیان کنیم عبارتند از :

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏

1- وَ الصَّافَّاتِ صَفًّا (1)

و او قسم است و در تفسير صافات بعضى گفتند مؤمنين هستند كه در نماز جماعت صفوفى ميبندند.

در كتاب مناقب مرحوم سيّد رضى به سندى از امام محمّد باقر عليه السّلام از پدر و جدّ بزرگوارش روايت نموده فرمودند: هنگامى كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله از حجّة الوداع بسوى مدينه بازميگشت به سرزمينى فرود آمدند به نام ضوجان سپس آيه مباركه: يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ نازل گرديد و در ضمن آيه وعده ايمن بودن او از خطر بود رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله دستور داد كه منادى فرياد برآورد و مردم را براى نماز جماعت دعوت كند و پس از اداء فريضه فرمودند: چه كسى از شما به نفوس شما اولى است همه حاضرين فرياد برآوردند كه خدا و رسول او اولى هستند پس دست على بن ابى طالب را گرفته فرمود هر كه من مولاى او هستم على نيز مولاى او است بار الها امور كسى را تدبير فرما كه ولايت على را قبول نمايد و دشمن بدار هر كه را كه با او دشمنى كند و يارى كن هر كه را كه يارى او كند او را و خوار و زبون گردان هر كه او را خوار شمرد و نسبت او بمن مانند منزلت هارون است بموسى ولى پيامبرى بعد از من نخواهد بود و ولايت علىّ بن ابى طالب آخرين فريضه‏اى است كه پروردگار بر مردم مسلمان واجب نمود آنگاه آيه: الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً نازل شد حضرت فرمود مردم قبول كردند از پيامبر اسلام هر فريضه‏اى را كه پروردگار بر آنان واجب نموده در باره صلاة و صوم و زكوة و حج‏ [1]


2- يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ

 اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، شكيبايى ورزيد و ديگران را نيز به شكيبايى واداريد و در برابر دشمن پايدارى كنيد، و مرزدارى نماييد، و از خدا پروا كنيد شايد رستگار گرديد.

جمله «وَ رابِطُوا» بطور خلاصه يادآورى نموده، كه پيروى از برنامه اسلام يگانه اساس تشكيل مدينه فاضله است، كه افراد با يكديگر ايتلاف و ارتباط يابند، و روح وحدت در كالبد آنان دميده شود.

و در باره وظائفى كه بشكر از پروردگار برگزار ميشود، اهتمام خاصّى نموده، كه هيئت اجتماع در آنها رعايت شود.

مانند نمازهاى پنجگانه كه در يك وقت مسلمانان قيام نموده، و بسوى كعبه كه يگانه شعار اسلام است، برنامه سپاسگزارى را انجام دهند، و نيز روز جمعه هنگام ظهر مجتمعا اين فريضه را بجا آورند، و بطور كلّى در باره نماز جماعت تاكيد شده، و هر كه از آن اعراض نمايد، مورد تهديد قرار گرفته است، و در باره حجّ هر سال گروهى از اقطار جهان در موسم مخصوص با لباس احرام بصورت اجتماع در كعبه كانون توحيد گرد آمده، مانند پروانه شعار خداپرستى را انجام دهند. [2]


3-  سوره نساء 102 «وَ إِذا كُنْتَ فِيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلاةَ فَلْتَقُمْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ مَعَكَ وَ لْيَأْخُذُوا أَسْلِحَتَهُمْ فَإِذا سَجَدُوا فَلْيَكُونُوا مِنْ وَرائِكُمْ وَ لْتَأْتِ طائِفَةٌ أُخْرى‏ لَمْ يُصَلُّوا فَلْيُصَلُّوا مَعَكَ»در بيان چگونگى بجا آوردن نماز خوف با جماعت است.

در تعقيب آيات مربوط به جهاد، اين آيه كيفيت نماز خوف را كه به هنگام جنگ بايد خوانده شود به مسلمانان تعليم مى‏دهد، آيه خطاب به پيامبر ص كرده، مى‏فرمايد:” هنگامى كه در ميان آنها هستى و براى آنها نماز جماعت بر پا مى‏دارى بايد مسلمانان به دو گروه تقسيم شوند، نخست عده‏اى با حمل اسلحه با تو به نماز بايستند.

 (وَ إِذا كُنْتَ فِيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلاةَ فَلْتَقُمْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ مَعَكَ وَ لْيَأْخُذُوا أَسْلِحَتَهُمْ).

سپس هنگامى كه اين گروه سجده كردند (و ركعت اول نماز آنها تمام شد، تو در جاى خود توقف مى‏كنى) و آنها با سرعت ركعت دوم را تمام نموده و به ميدان نبرد باز مى‏گردند و در برابر دشمن مى‏ايستند) و گروه دوم كه نماز نخوانده‏اند، جاى گروه اول را مى‏گيرند و با تو نماز مى‏گزارند. (فَإِذا سَجَدُوا فَلْيَكُونُوا مِنْ وَرائِكُمْ وَ لْتَأْتِ طائِفَةٌ أُخْرى‏ لَمْ يُصَلُّوا فَلْيُصَلُّوا مَعَكَ).گروه دوم نيز بايد وسائل دفاعى و اسلحه را با خود داشته باشند و بر زمين نگذارند.[3]


4- مائده 58 (وَ إِذا نادَيْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ اتَّخَذُوها هُزُواً وَ لَعِباً ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْقِلُونَ)

گروهى منافق و بيگانه مسلمانان را استهزاء كنند و بخصوص بپا داشتن نماز را بهيئت اجتماع رفتارى لغو و بيهوده پندارند، در صورتى كه نماز بهترين شعار خدا پرستى و سپاسگزارى است. و در تربيت روحى و اخلاقى و تحكيم رابطه و اجتماع مسلمانان تأثير بسزائى دارد، و شئون زندگى آنان را از ساير اجتماعات و ملتها جدا ميسازد و پيروان كتابهاى آسمانى را بيگانه از پروردگار معرفى مينمايد. و نظر به اين كه آثار اخلاقى و مصالح اجتماعى اقامه نماز بحكم خرد بسيار است، در ذيل آيه گروهى كه آنرا بيهوده پندارند آنان را بيخرد و بى‏خبر از حقائق و مراحل انسانيت معرفى نموده است.[4]


5- سوره بقره آیه ی  238 : حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَ الصَّلاةِ الْوُسْطى‏ وَ قُومُوا لِلَّهِ قانِتينَ  

 بر همه نمازها و (به ويژه) نماز ميانه (نماز ظهر) محافظت نماييد و (در نماز و در هر امرى) براى خدا خاضعانه به پا خيزيد.

جمعى از منافقان گرمى هوا را بهانه براى ايجاد تفرقه در صفوف مسلمين قرار داده بودند و در نماز جماعت شركت نمى‏كردند، و به دنبال آنها بعضى از مؤمنين نيز از شركت در جمات خوددارى كرده بودند، پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله از اين جهت ناراحت بود حتى آنها را تهديد به مجازات شديد كرد، لذا در حديثى نقل شده كه پيامبر در گرماى فوق العاده نيمروز تابستان نماز (ظهر) را با جماعت مى‏گذارد و اين نماز براى اصحاب و ياران سخت‏ترين نماز بود، بطورى كه پشت سر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله يك صف يا دو صف بيشتر نبود، در اينجا فرمود: من تصميم گرفته‏ام خانه كسانى كه در نماز ما شركت نمى‏كنند بسوزانم، آيه نازل شد و اهميت نماز ظهر را (با جماعت) تأكيد كرد.

تفسير:

اهميت نماز، مخصوصا نماز وسطى- از آنجا كه نماز مؤثرترين رابطه انسان با خداست، در آيات قرآن تأكيد فراوانى روى آن شده، از جمله در آيه مورد بحث مى‏فرمايد: «در انجام همه نمازها مخصوصا نماز وسطى، مداومت كنيد و در حفظ آن كوشا باشيد» (حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَ الصَّلاةِ الْوُسْطى‏)

 «و با خضوع و خشوع و توجه كامل، براى خدا بپا خيزيد» (وَ قُومُوا لِلَّهِ  قانِتِينَ) مبادا گرما و سرما گرفتاريهاى دنيا و پرداختن به مال و همسر و فرزند، شما را از اين امر مهم باز دارد. منظور از «صلاة وسطى» (نماز ميانه) همان نماز ظهر است.

تأكيد روى اين نماز بخاطر اين بوده كه بر اثر گرمى هواى نيمروز تابستان، يا گرفتاريهاى شديد كسب و كار نسبت به آن كمتر اهميت مى‏دادند.  در آيه ی بعد( 239)- خداوند  تأكيد مى‏كند كه در سخت‏ترين شرايط حتى در صحنه جنگ نبايد نماز فراموش شود. منتها در چنين وضعى، بسيارى از شرايط نماز همچون رو به قبله بودن و انجام ركوع و سجود بطور متعارف، ساقط مى‏شود. .[5]


6- شعرا – 219 وَ تَقَلُّبَكَ فِي السَّاجِدِينَ و نيز دگرگون شدن تو را در ميان سجده‏كنندگان در وقتى كه نماز جماعت مى‏گزارى از قيام و خم شدنت به ركوع در ركوع كنندگان و نگونسار شدنت را در گرفتار شدگان كثرات، يا حركت تو را در خضوع كنندگان متواضع براى خداوند يا قرار گرفتنت را در صلب پدران و رحمهاى پاكى كه سجده گزاران خدا بودند پس به راستى كه اين محقّق نخواهد بود مگر از نكاح صحيح از نزد آدم عليه السّلام و همه‏ى پدران او كه از موحّدين (يكتا پرستان) بودند[6]

در الميزان ذيل آيه ى شريفه : ظاهر اين دو آيه- بطورى كه به ذهن مى‏رسد- اين است كه مراد از” ساجدين” ساجدان در نماز باشد، كه يكى از ايشان خود رسول خدا (ص) است و اين قهرا با نماز جماعت آن جناب منطبق مى‏گردد و به قرينه مقابله، مراد از قيام هم قيام در نماز است.

در نتيجه معناى آن چنين مى‏شود:” آن خدايى كه- و يا آن عزيز و رحيمى كه- تو را در دو حال قيام و سجده مى‏بيند، كه با ساير ساجدان پايين و بالا مى‏شوى و با ايشان نماز مى‏خوانى”.


7- اعراف : 204 ” وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ”” انصات” سكوت توأم با استماع است، و بعضى گفته‏اند: به معناى استماع با سكوت است، و معناى” أنصت الحديث و انصت للحديث” اين است كه به حديث گوش مى‏داد در حالى كه سكوت كرده بود، و” انصته غيره” يعنى ديگرى به سخن او گوش داد و” انصت الرجل” يعنى ساكت شد، پس معناى جمله مورد بحث اين شد كه: گوش فرا دهيد به قرآن و ساكت شويد. هر چند گفته‏اند اين آيه در باره نماز جماعت و گوش دادن به قرائت امام جماعت است و ليكن بحسب دلالت عام است.( تفسير الميزان ذيل آيه )


8- بقره – 43  وَ ارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ با ركوع كنندگان از مسلمانان ركوع كنيد، اين تعبير از آن رو است كه نماز يهود مطلقا داراى ركوع نبود و گفته شده است: مقصود از امر به ركوع، اقامه نماز جماعت است.( الميزان ذیل آیه )

آيه شريفه ی فوق  دلالت دارد بر فضيلت نماز به جماعت چنانچه در حديث نبوى وارد شده كه نماز جماعت فضيلت دارد نماز منفرد را به بيست و هفت درجه.

در كتاب وسائل، در حديث مناهى حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم فرمايد: ٍ أَلَا وَ مَنْ مَشَى إِلَى مَسْجِدٍ يَطْلُبُ فِيهِ الْجَمَاعَةَ كَانَ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ سَبْعُونَ أَلْفَ حَسَنَةٍ وَ يُرْفَعُ لَهُ مِنَ الدَّرَجَاتِ مِثْلُ ذَلِكَ وَ إِنْ مَاتَ وَ هُوَ عَلَى ذَلِكَ وَكَّلَ اللَّهُ بِهِ سَبْعِينَ أَلْفَ مَلَكٍ يَعُودُونَهُ [يُعَوِّذُونَهُ‏] فِي قَبْرِهِ وَ يُؤْنِسُونَهُ فِي وَحْدَتِهِ وَ يَسْتَغْفِرُونَ لَهُ حَتَّى يُبْعث

. يعنى: اگاه باشید  هر كه راه رود به مسجد در حالتى كه طلب كند در او جماعت را، باشد براى او به هر قدمى هفتاد هزار حسنه و بلند شود براى او از درجه مثل آن. پس اگر بميرد و بر اين حال باشد، موكّل فرمايد خداوند به او هفتاد هزار ملك كه در قبر ديدار كنند او را، و بشارت دهند او را، و انيس او باشند در تنهائى او، و استغفار كنند براى او تا مبعوث شود براى قيامت. [7]


9- بقره – 114 : وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَساجِدَ اللَّهِ أَنْ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ …- و چه كسى ستمكارتر است از كسى كه باز ميدارد مساجد خدا را كه در آن نام خدا يادآورى شود يعنى جلوگيرى ميكند كه در مساجد خدا نام خدا ذكر شود و نميگذارد در آنها نماز جماعت بپاى شود و پرستش خدا صورت گيرد. ( تفسیر مجمع البیان ذیل آیه ی شریفه )


10 – سوره ى اعراف آيه ى 205 : وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خِيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ: اين خطاب به پيامبر و مقصود عموم است. برخى گويند: خطاب به شنونده قرآن است. يعنى: از روى تضرع و خوف با صداى آهسته، خداوند را با تسبيح و تهليل و حمد، ياد كن. زراره نقل كرده است كه: هر گاه مشغول نماز جماعت و مأموم هستى، سكوت كن و پيش خودت تسبيح بگوى. يعنى: در مواردى كه امام آهسته قرائت مى‏كند

 تفسير مجمع البيان ذيل آيه ى شريفه


11- سوره قلم 42 : يَوْمَ يُكْشَفُ عَنْ ساقٍ وَ يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ فَلا يَسْتَطيعُون‏

 (به ياد آر) روزى كه كار بر آنها به شدت سخت شود و (به عنوان توبيخ) به سجده كردن دعوت شوند ولى نتوانند (زيرا صفت تكبر دنيوى به انجماد قامتشان تجسّم يافته است).

آيه 43 : خاشِعَةً أَبْصارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ وَ قَدْ كانُوا يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ وَ هُمْ سالِمُون‏

در حالى كه چشمانشان فرو افتاده، ذلت و خوارى وجودشان را فرا گيرد، و همانا (در دنيا) به سجده (خدا) دعوت مى‏شدند در حالى كه سالم بودند.

سعيد بن جبير گويد: ايشان ميشنيدند حىّ على الفلاح را ولى اجابت نميكردند، كعب الاحبار گويد: سوگند بخدا كه اين آيه نازل نشده مگر براى آن كسانى كه تخلّف از نماز جماعت ميكنند. تفسير مجمع البيان ذيل آيه ى شريفه


12- سوره المجادلة(58): آيه 11

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا: اى كسانى كه ايمان آورديد به خدا و رسول، إِذا قِيلَ لَكُمْ: هرگاه گفته شود مر شما را، تَفَسَّحُوا فِي الْمَجالِسِ: جاى فراخ كنيد براى يكديگر در نشستن. مراد آنكه هرگاه شما را گويند فراخ سازيد و وسعت دهيد مجلسهاى ذكر يا تلاوت قرآن يا نماز يا جاى حرب را، فَافْسَحُوا: پس جاى گشاده كنيد بر مردم، يَفْسَحِ اللَّهُ لَكُمْ: تا گشاده گرداند خدا براى شما در قبرها، يا آنكه در بهشت منزلهاى با وسعت مرحمت نمايد، يا دلهاى شما را منشرح گرداند به ازاله تزاحم و ضيق، يا هر چيزى كه در آن اراده سعه آن داشته باشيد از مكان و رزق و شرح صدر و غير آن. در موضح نقل نموده كه: جمعى در مجلس حضرت مى‏نشستند، و چون يكى از ايشان را براى كارى بيرون مى‏طلبيدند، نخواستى كه برخيزد چه هر كسى خواستى آخر كسى باشد كه از مجلس پيغمبر بيرون آيد، آيه آمد. وَ إِذا قِيلَ انْشُزُوا: و زمانى كه گويند شما را اى اهل ايمان كه برخيزيد، فَانْشُزُوا: پس برخيزيد. نزد بعضى از مفسرين آنكه: چون ندا كنند كه برخيزيد و بشتابيد به نماز جماعت، پس برخيزيد و متوجه نماز شويد. يا چون شما را گويند برخيزيد براى جهاد يا ساير اعمال خير، برخيزيد. ( تفسير اثنا عشري    ج‏13    68     )


13-  سوره ى انفال آيه ى 12 : به خاطر بياوريد هنگامى را كه پروردگار تو به فرشتگان وحى فرستاد، من با شما هستم و شما افراد با ايمان را تقويت كنيد و ثابت قدم بداريد” (إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلائِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُوا الَّذِينَ آمَنُوا) و” به زودى در دلهاى كافران ترس و وحشت مى‏افكنم، (سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ) و اين راستى عجيب بود كه ارتش نيرومند قريش در برابر سپاه كوچك مسلمانان- طبق نقل تواريخ- آن چنان روحيه خود را باخته بود كه جمعى از درگير شدن با مسلمانان بسيار وحشت داشتند، گاه پيش خود فكر مى‏كردند اينها افراد عادى نيستند بعضى مى‏گفتند مرگ را بر شترهاى خويش حمل كرده و از يثرب (مدينه) برايتان سوغات آورده‏اند.

شك نيست كه اين رعب‏افكنى در دل دشمن كه از عوامل مؤثر پيروزى بود بدون حساب نبود، آن پايمردى مسلمانان، آن نماز جماعت و شعارهاى گرم و داغشان، آن اظهار وفادارى مؤمنان راستين و000 تفسير نمونه، ج‏7، ص: 107


14- سوره ى حجر آيه ى 24 –  و لَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَقْدِمِينَ مِنْكُمْ وَ لَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَأْخِرِينَ مفسران احتمالات زيادى داده‏اند مرحوم طبرسى در مجمع البيان شش تفسير و قرطبى هشت احتمال، و ابو الفتوح رازى حدود ده احتمال ذكر كرده است، ولى بررسى دقيق آنها نشان مى‏دهد كه همه را مى‏توان در يك تفسير واحد جمع كرد زيرا: كلمه” مستقدمين” و” مستاخرين” معنى وسيعى دارد كه هم شامل پيشگامان و متاخران در زمان مى‏شود، و هم شامل پيشگامان در اعمال خير، و يا جهاد و مبارزه با دشمنان حق، و يا حتى صفوف نماز جماعت، و مانند اينها.

و با توجه به اين معنى جامع، تمام احتمالاتى را كه در” تقدم” و” تاخر” در آيه بالا داده‏اند مى‏توان جمع كرد و پذيرفت.

در حديثى مى‏خوانيم كه پيامبر ص تاكيد فراوانى در زمينه شركت در صف اول نماز جماعت فرمود، و گفت:” خداوند و فرشتگان درود مى‏فرستند بر آنهايى كه پيشگامند در اين صفوف” و به دنبال اين تاكيد مردم براى شركت در صف اول فشار آوردند، قبيله بنام” بنى عذره” بودند كه خانه‏هايشان از مسجد دور بود گفتند ما خانه‏هايمان را مى‏فروشيم و خانه‏هايى نزديك مسجد پيامبر ص خريدارى مى‏كنيم تا به صف اول برسيم، آيه فوق نازل شد (و به آنها گوشزد كرد كه خدا نيات شما را مى‏داند حتى اگر در صف آخر قرار گيريد چون تصميم بر اين داريد كه در صف اول باشيد پاداش نيت خود را خواهيد داشت) مسلم است كه محدوديت اين شان نزول هرگز سبب محدوديت مفهوم وسيع آيه نخواهد شد. (تفسير نمونه    ج‏11    64  )

البته علام طباطبايى به دليل سياق آيات نظر ديگرى دارند كه بيان مى شود :  همانطورى كه گفتيم آيات سابق كه نعمت‏هاى الهى را مى‏شمرد و تدبير او را وصف مى‏نمود در سياق بيان وحدانيت خدا در ربوبيت بود و نيز گفتيم خلقت و نظام آن تمام نمى‏شد مگر به انضمام حيات و موت، و گفتيم كه خداى تعالى محيط به مرگ و حيات انسانهاست لذا به دنبال مساله مرگ و زندگى مى‏فرمايد: ما مى‏دانيم كه   كداميك از شما زودتر به وجود مى‏آيد و كدام ديرتر، و خلاصه مقدم و مؤخر شما را مى‏شناسيم. اين معنايى است كه سياق آن را افاده مى‏كند.

بعضى هم گفته‏اند: منظور از” مستقدمين” مستقدمين در خيرند. بعضى ديگر گفته‏اند مستقدمين در جنگ  عده‏اى  هم گفته‏اند: آنها كه صف اول نماز جماعت را تشكيل مى‏دهند و مستاخرين در همه اين اقوال نقطه متقابلند. و ليكن همه آنها اقوال ناپسندى است ( تفسير الميزان ذيل آيه )

نظر حقیر این است که  اگر دامنه ی الْمُسْتَقْدِمِينَ  و الْمُسْتَأْخِرِينَ را وسیع قرار دهیم با سیاق آیه نیز منافاتی ندارد . چون  سیاق آیه در حیات و ممات است ( زنده مى‏كنيم و مى‏ميرانيم )  وَ إِنَّا لَنَحْنُ نُحْيي‏ وَ نُميتُ  از اینرو بعد از امر حیات و ممات بحث از عملهای نیک باشد چرا که همین سیاق در سوره ملك  آیه ی  2   آمده است  الَّذي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَ هُوَ الْعَزيزُ الْغَفُورُ   همان كه مرگ و زندگى را (براى شما آدميان) پديد آورد تا شما را بيازمايد كه كدامتان نيكوكارتريد و اوست مقتدر شكست‏ناپذير و آمرزنده.


15-  سوره ى ص آيه 69 :ما كانَ لِي مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلَإِ الْأَعْلى إِذْ يَخْتَصِمُون  :من از ملاء اعلى، و فرشتگان عالم بالا به هنگامى كه در باره آفرينش انسان گفتگو و مخاصمه مى‏كردند خبر ندارم

آگاهى من تنها از طريق وحى است، و” تنها چيزى كه به من وحى مى‏شود اين است كه من انذاركننده آشكارى هستم” (إِنْ يُوحى‏ إِلَيَّ إِلَّا أَنَّما أَنَا نَذِيرٌ مُبِينٌ).

گر چه فرشتگان، جدال و مخاصمه‏اى با پروردگار نداشتند، ولى همين اندازه كه به هنگام خطاب خداوند به آنها كه” من مى‏خواهم خليفه‏اى در زمين بيافرينم” آنها به گفتگو پرداختند و عرض كردند:” آيا مى‏خواهى كسى را بيافرينى كه فساد و خونريزى كند”؟ كه در پاسخ آنها فرمود:” من چيزى مى‏دانم كه شما نمى‏دانيد” (آيه 30- سوره بقره) به اين گفتگوها” مخاصمه” اطلاق شده است كه يك اطلاق مجازى است، و همانگونه كه اشاره كرديم اين در حقيقت مقدمه‏اى است براى آيات بعد كه پيرامون آفرينش آدم سخن مى‏گويد.

در روايات متعددى كه از طرق شيعه و اهل سنت نقل شده مى‏خوانيم كه پيامبر ص از يكى از يارانش پرسيد:

ا تدرى فيما يختصم الملأ الاعلى؟:” آيا مى‏دانى فرشتگان عالم بالا در چه چيز بحث و گفتگو مى‏كنند”؟! عرض كرد: نه.

فرمود:اختصموا فى الكفارات و الدرجات، فاما الكفارات فاصباغ الوضوء فى السبرات، و نقل الاقدام الى الجماعات، و انتظار الصلاة بعد الصلاة، و اما الدرجات فافشاء السلام، و اطعام الطعام، و الصلاة فى الليل و الناس نيام:” آنها در مورد” كفارات” (كارهايى كه گناهان را جبران مى‏كند) و” درجات” (آنچه بر درجات انسان مى‏افزايد) به گفتگو پرداختند: اما كفارات وضوى پر آب در سرماى زمستان گرفتن، و به سوى نماز جماعت گام برداشتن، و انتظار نمازى بعد از نماز ديگر كشيدن است، و اما درجات، بسيار سلام كردن و اطعام طعام نمودن، و نماز در شب به هنگامى كه چشم مردم در خواب است باشد” 

البته در اين حديث صريحا نيامده است كه نظر به تفسير آيه فوق دارد، هر چند تعبيرات شبيه تعبيرات آيه مورد بحث است، و به هر حال از اين حديث استفاده مى‏شود كه منظور از” مخاصمه” در اينجا تنها بحث و گفتگو است، نه جدال و كشمكش، بحث و گفتگو از اعمال آدميان، و كارهايى كه كفاره گناهان مى‏شود و بر درجات انسانها مى‏افزايد، و شايد گفتگوى آنها در تعداد اعمالى است كه سرچشمه اين فضائل مى‏گردد، و يا در تعيين حد و ميزان درجاتى است كه از اين اعمال حاصل مى‏شودتفسير نمونه    ج‏19    333    


16-  سوره ى جمعه آيه ى 11 : ” (وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَيْها وَ تَرَكُوكَ قائِماً).كسانى كه پيغمبر اكرم ص را به هنگام نماز جمعه رها كردند و براى خريد از قافله تازه وارد به بازار شتافتند شديدا مورد ملامت قرار داده مى‏گويد:” هنگامى كه تجارت يا لهوى را به‏بينند پراكنده مى‏شوند و به سوى آن مى‏روند، و تو را ايستاده (در حالى كه خطبه نماز جمعه مى‏خوانى) رها مى‏كنند ولى” به آنها بگو آنچه نزد خدا است از لهو و تجارت بهتر است و خداوند بهترين روزى دهندگان است” (قُلْ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَ مِنَ التِّجارَةِ وَ اللَّهُ خَيْرُ الرَّازِقِينَ).

ثواب و پاداش الهى و بركاتى كه از حضور در نماز جمعه و شنيدن مواعظ و اندرزهاى پيامبر ص و تربيت معنوى و روحانى عائد شما مى‏شود قابل مقايسه با هيچ چيز ديگر نيست، و اگر از اين مى‏ترسيد كه روزى شما بريده شود اشتباه مى‏كنيد، خداوند بهترين روزى دهندگان است.

تعبير به لهو اشاره به طبل و ساير آلات لهوى است كه به هنگام ورود قافله تازه‏اى به مدينه مى‏زدند كه هم نوعى اخبار و اعلام بود و هم وسيله‏اى براى سرگرمى و تبليغ كالا، همانگونه كه در دنياى امروز نيز در فروشگاههايى كه به سبك غرب است نيز نمونه آن ديده مى‏شود.

تعبير به” انفضوا” به معنى پراكنده شدن و انصراف از نماز جماعت، و روى آوردن به كاروان است كه در شان نزول گفته شد هنگامى كه كاروان” دحيه” وارد مدينه شد (و او هنوز اسلام را اختيار نكرده بود) با صداى طبل و ساير آلات لهو مردم را به بازار فراخواند، مردم مدينه حتى مسلمانانى كه در مسجد مشغول استماع خطبه نماز جمعه پيامبر ص بودند، به سوى او شتافتند، و تنها سيزده نفر، و به روايتى كمتر، در مسجد باقى ماندند. 000  در حقيقت اسلام، به سه اجتماع بزرگ اهميت مى‏دهد:اجتماعات روزانه كه در نماز جماعت حاصل مى‏شود.

اجتماع هفتگى كه در مراسم نماز جمعه است. و اجتماع حج كه در كنار خانه خدا هر سال يك بار انجام مى‏گيرد نقش نماز جمعه در اين ميان بسيار مهم است بخصوص اينكه يكى از برنامه‏هاى خطيب در خطبه نماز جمعه، ذكر مسائل مهم سياسى و اجتماعى و اقتصادى است‏تفسير نمونه    ج‏24    129    


17-   سوره هود  114 : وَ أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَيِ النَّهارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ ذلِكَ ذِكْرى‏ لِلذَّاكِرِينَ )و نماز را در دو طرف روز و اوايل شب بپادار، (زيرا) بدرستى كه كارهاى نيكو (همچون نماز)، بدى‏ها را محو مى‏كند، اين (فرمان)، تذكّرى است براى اهل ذكر.

در روايات، مراد از دو طرف روز، صبح و مغرب، و مراد از اوايل شب، نماز عشا بيان شده است. «1» البتّه اين آيه در مقام بيان تمام نمازهاى روزانه نيست.

شخصى از اعمال زشت خويش ناراحت بود، لذا پس از نماز در مسجد از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله خواست تا او را حدّ بزند، حضرت به او فرمود: چون بعد از آن عمل خلاف، در نماز جماعت شركت كرده‏اى، خداوند تو را بخشيد. 

از امام صادق عليه السلام سؤال شد كه شخصى از طريق طاغوت درآمدهايى را بدست آورده وبا اميد به آيه‏ى «إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ» به فقرا كمك مى‏كند و به حج‏مى‏رود؟ حضرت فرمود: «انّ الخطيئة لا تكفر الخطيئة» گناه را نمى‏توان با گناه پوشاند.  آنچه را بدست آورده مالِ مردم است و تصرّف در مال مردم به هر شكل حرام است. تفسير نور، ج‏5، ص: 390


18- سوره يس آيه ى 12 : إِنَّا نَحْنُ نُحْيِ الْمَوْتى‏ وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ وَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِين‏

 ما زنده گردانيم مردگان را روز قيامت حسن گفت: از مردگى شرك بزندگى ايمان رسانيم و مينويسيم آنچه فرا پيش دارند از اعمال صالحه و اثرهاى ايشان كه پس از ايشان ميماند از طريقتهاى نيكو و علمها و كتابهاى علمى كه ميگذارند و وقفها كه كنند و بخلاف اين از آنچه كنند و از بدعتها كه نهند و طريقهاى بد كه پديد كنند. و گفتند كه: آثار اقدام روندگان است بمساجد براى نماز جماعت 

 روايت شده است كه افراد بنى سلمه مى‏خواستند كه به نزديكى مسجد كوچ كنند و اين خبر به رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله رسيد و به آنان فرمود: «به من خبر رسيده است كه شما مى‏خواهيد به نزديكى مسجد نقل مكان كنيد؟» عرض كردند: آرى. اى رسول خدا، چنين اراده‏اى داريم». فرمود: يا بنى سلمة ديار كم فانّما تكتب آثاركم اى بنى سلمه‏در ديار خود بمانيد، گامهايى كه برمى‏داريد، برايتان ثواب مقرر مى‏شود، در ديارتان بمانيد، گامهايى كه برمى‏داريد، برايتان ثواب مقرر مى‏شود». [وَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ] و هر چيزى را شمرده و بنوشته‏ايم  در كتابى روشن و آن لوح محفوظ است و گفته‏اند: صحايف اعمال بندگان است. جلاء الأذهان و جلاء الأحزان، ج‏8، ص: 84

                 تفسير نور، ج‏9، ص: 151

سوره العنكبوت‏آيه 45  : اتْلُ ما أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتابِ وَ أَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ ما تَصْنَعُون‏

سؤال: چگونه نماز فرد و جامعه را از فحشا و منكر باز مى‏دارد؟

پاسخ: 1 ريشه‏ى تمام منكرات غفلت است و خداوند در آيه 179 سوره‏ى اعراف، انسان غافل را از حيوان بدتر شمرده است. «أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ» و نماز چون ياد خدا و بهترين وسيله‏ى غفلت‏زدايى است، پس زمينه‏ى منكرات را از بين مى‏برد.

2 اقامه‏ى نماز و داشتن رنگ الهى، مانع گرفتن رنگ شيطانى است. چنان كه كسى كه لباس                        تفسير نور، ج‏9، ص: 152

 سفيد بپوشد، حاضر نيست در جاى كثيف و آلوده بنشيند.

3 در كنار نماز، معمولًا توصيه به زكات شده است، كه فرد را از منكر بخل و بى‏تفاوتى در برابر محرومان و جامعه را از منكر فقر كه زمينه‏ى رويكرد به منكرات است، رها مى‏سازد.

4 نماز، داراى احكام و دستوراتى است كه رعايت هر يك از آنها انسان را از بسيارى گناهان باز مى‏دارد، مثلًا:

شرط حلال بودن مكان و لباس نمازگزار، انسان را از تجاوز به حقوق ديگران باز مى‏دارد.

رعايت شرط پاك بودن آب وضو، مكان، لباس و بدن نمازگزار، انسان را از آلودگى و بى‏مبالاتى دور مى‏كند.

شرط اخلاص، انسان را از منكر شرك، ريا و سُمعه باز مى‏دارد.

شرط قبله، انسان را از منكر بى‏هدفى و به هر سو توجّه كردن باز مى‏دارد.

ركوع و سجده، انسان را از منكر تكبّر باز مى‏دارد.

توجّه به پوشش مناسب در نماز، انسان را از منكر برهنگى و بى حيايى حفظ مى‏كند.

توجّه به عدالت امام جماعت، سبب دورى افراد از فسق و خلاف مى‏شود.

نماز جماعت، انسان را از گوشه‏گيرى نابجا نجات مى‏دهد.

احكام و شرايط نماز جماعت، بسيارى از ارزش‏ها را زنده مى‏كند از جمله: مردمى بودن، جلو نيافتادن از رهبر، عقب نماندن از جامعه، سكوت در برابر سخن حقّ امام جماعت، نظم و انضباط، ارزش‏گذارى نسبت به انسان‏هاى با تقوا، دورى از تفرقه، دورى از گرايش‏هاى مذموم نژادى، اقليمى، سياسى و حضور در صحنه كه ترك هر يك از آنها، منكر است.

لزوم تلاوت سوره حمد در هر نماز، رابطه‏ى انسان را با آفريننده‏ى جهان، «رَبِّ الْعالَمِينَ»، با تشكّر، تعبّد و خضوع در برابر او، «إِيَّاكَ نَعْبُدُ» با توكّل و استمداد از او، «إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ»، با توجّه و يادآورى معاد، «مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ» با رهبران معصوم و اولياى الهى، «أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ»، با برائت از رهبران فاسد، «غَيْرِ الْمَغْضُوبِ» و رابطه‏ى انسان را با ديگر مردم جامعه «نَعْبُدُ و نَسْتَعِينُ» بيان مى‏كند كه غفلت از هر يك از آنها منكر، يا زمينه‏ساز منكرى بزرگ است.


[1] – أنوار العرفان في تفسير القرآن    ج‏10    56     

[2] – انوار درخشان، ج‏3، ص: 311

[3]تفسير نمونه، ج‏4، ص: 101

[4] – انوار درخشان، ج‏5، ص: 62

[5] – برگزيده تفسير نمونه، ج‏1، ص: 216

[6] – ترجمه بيان السعادة، ج‏10، ص: 604

[7] – أمالي الصدوق         432    المجلس السادس و الستون‏

بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار    ج‏73    336    باب 67 جوامع مناهي النبي ص و متفرقاتها 

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال         291    عقاب مجمع عقوبات الأعمال 

روضة الواعظين و بصيرة المتعظين    ج‏2    337    مجلس في ذكر فضل المساجد 

من لا يحضره الفقيه    ج‏4    17    باب ذكر جمل من مناهي النبي ص  ‏)

درباره ی sahifa

مطلب پیشنهادی

صداقت و امنیت الهی در زمان ترس

نشانه ایمان در هنگام ترس  صداقت و راستگویی است الصِّدْقُ  (  قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَ …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.