یکشنبه , 23 مرداد 1401 - 11:37 بعد از ظهر

برخورد امام علی علیه السلام نسبت به سقیفه

درد دلهاى امام عليه السّلام از ماجراى سقيفه و غصب خلافت در‏ خطبه شقشقیه

 چرا این خطبه را شقشقیه میگویند؟

) در آخر خطبه حضرت فرمود: تِلْكَ‏ شِقْشِقَةٌإ  هَدَرَتْ‏إ   ثُمَّ قَرَّت‏ صدا و بانگی که بلند شد ولی قطع شد و ادامه داده نشد)

یعنی شكايت كردن  علی علیه السلام از سه خليفه در اينجا كه از روى ظلم و ستم بر من تقدّم جستند از جهت هيجان و بشوق هدايت خلق بود

علی  علیه السلام  از ماجرای سقیفه به وضوح در خطبه «شقشقیه» ابراز ناخرسندی کرده است و همچنین ، به صراحت از تنهایی و بی یاور بودن برای عدم اقدام در ماجرای سقیفه نام می برد

و فرمود:

هان! به خدا قسم، ابو بكر پسر ابو قحافه جامه خلافت را پوشيد، در حالى كه مى‏دانست، جايگاه من در خلافت چون محور سنگ آسيا به آسياست،

 علم و دانش، از وجودم همچون سيل سرازير مى‏شود، و مرغ انديشه به قلّه منزلتم نمى‏رسد. اما از خلافت چشم پوشيدم، و روى از آن برتافتم.

و عميقا انديشه كردم كه با دست بريده، و بدون ياور بجنگم،

يا آن عرصه گاه ظلمت كور را تحمل نمايم،

فضايى كه پيران در آن فرسوده،

و كم سالان پير،

و مؤمن تا ديدار حق دچار مشقت مى‏شود!

ديدم خويشتندارى در اين امر عاقلانه‏تر است، (آقا علی علیه السلام نمیخواست  دین فاسد شود و کفر بازگردد همچنین علی (ع) با توجه به سفارش پیامبر به «صبر»، تلاشی برای بر هم زدن رأی شورای سقیفه نکرد.)

پس صبر كردم در حالى كه گويى در ديده‏ام خاشاك،

و غصّه راه گلويم را بسته بود! 

 همچنین در فردای سقیفه، به صراحت به خلیفه دوم گفت که « أفسدت علينا امورنا »

یعنی امور ما را بر هم زدی و حق ما را رعایت نکردی!

درباره ی sahifa

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.